|
چند وقت پیش ها فیلم درباره الی رو دیدم ... یه جمله داشت خیلی قشنگ بود :
" یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه "
دلیل اینکه یاد این جمله افتادم یه داستانه که نوشتمش.
زن و شوهری افطارشان را کرده بودند و نشسته بودند پای تلویزیون که در خانه شان را زدند ... در را باز
کردند . چه می دیدند ! عروسشان بود ... تنها آمده بود ... این اتفاق خیلی عجیب بود چون او هیچوقت
بدون شوهرش به خانه پدر و مادر او نمی رفت ... یعنی چه اتفاقی افتاده بود که این عروس که به غرور
معروف بود حتی اگر دعوت می شد آنها را یکی در میان به بهانه های مختلف رد می کرد امشب سر زده
و بدون شوهرش به آنجا آمده بود ؟
آمد و نشست ... سکوتی همه جا را فرا گرفت تا اینکه عروس ، سکوت را با هق هق گریه هایش
شکست ... زن و شوهر گریه کسی را می دیدند که سراپا غرور بود ... همه و همه در مقابل این دو
شکست ... عروس گفت از شوهرش از اینکه چند ساله که با او بد برخورد می کنه از اینکه عصبیه از
اینکه ... مصرف می کنه از اینکه دیشب اورا از خانه انداخته بیرون ... و همین دلیل باعث شده پایان تلخ را
بر تلخی بی پایان (زندگی مشترکش )ترجیح دهد .
زن و شوهر آن شب خواب نداشتند .
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|